تبلیغات
هزاران برگ

هزاران برگ
هر کس به اندازه فهمش از باغ، گل می چیند.  
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
لطفا نظرات خود را درباره مطالب وبلاگ بگویید






نتیجه تصویری برای سالی که گذشت

میخوام جوجه هامو بشمارم

میگن جوجه ها رو آخر پاییز میشمارن من میخوام  آخر زمستون بشمارم.

سالی که گذشت خیلی فراز و فرود و اعصاب خوردی و غم و ناراحتی داشت.

تقریبن 90 درصدش به مبارزه گذشت از ابتدای 96 به اجبار و بر خلاف میل باطنیم مجبور شدم مبارزه کنم و در واقع از حقم دفاع کنم به خاطری پول خونه ای که تو موسسه آرمان گذاشته بودم و دولت با فریب, به اسم ساماندهی تعداد زیادی از تعاونی ها و موسسات را  به زمین زد و هم پول مشتریانشون رو جمع کرد و تو خزانه شون برای خودشون نگه داشت و تمام سرمایه سرمایه داران این تعاونی ها و موسسات رو هم مصادره کرد تا بعدن به نرخ دولتی یا مصادره کنه به اصطلاح بخره پولشو به مردم بده یا اینکه واگذارشون کنه....

تقریبن تمام سال  به حرص  خوردن و غصه خوردن برای ضرر و زیانی که کردم و یا دیگرانی که با هزاران مشکلاتی داشتن و مثل موش تو تله موشی که دولت گذاشته بود افتاده بودیم...

چقدر بیمار پیوندی, سرطانی, معلول, مستاجر, بی کار ,وام دار, چک دار همه بدبخت شدن و چند نفر حتی خودکشی کردن ...

نمیشد از نزدیک اینا رو دید و غصه نخورد و گریه نکرد و سوکت کرد و خفه شد...

علاوه بر اون هم خودم جزو بیماران خاص هستم که بیماریم عود کرده بود بابام که پیر هست مریض شده بود ...

و در حالیکه نا امید شده بودم از خدا و اماما در مورد بیماری خودم پیغامهای خدا رسید...

از تلگرام ایسنتگرام غریب و آشنا پر از آیات قران که همه امیدوار کننده بودن ...

و از همشون بهتر یک عشق قدیمی که مثل هوخشتره یهو از دامنه خیالم بیرون پرید و شد حرف خدا واسم ...

و من اینطور خوندم که خدا بهم گفت ای بنده من،من هرگز تو را رها نکردم و نمیکنم ... وبعد از هر سختی آسانی است ...

و همون برام شد حجت که خدا حاجت مرا میدهد و بیماریم رفع میشود ....

همونو دوست دارم مثل یک تصویر قاب کنم بزنم دریچه قلبم که یادم نره که بعد از هر سختی آسانی هست (سوره شرح)

اگر چه عشق هم خودش شد یه جور عذاب واسم تا مدتی..... اما سال تمام شد .....

و من و امیدواری... و هنوز برای مابقی حاجتم امیدوارم و منتظر.....

اما قسمت مهم دیگه زندگیم تو امسال آغاز 40 سالگیم بود ...

آغاز 40 سالگی که با غافلگیری عروس خانمها شروع شد که با کیک و دسر و پف فیل و پفک و هندی و کادوهاشون اومدن خونمون .....

و البته با گول که میخواهیم بریم بیرون چیزی بخوریم قبلش مجبورم کرده بودن آرایش کنم و آماده بشم اما بعدش یهو اومدن با یه سورپرایز حسابی که سر آغاز 40 سالگیم شد با یک خاطره خوب به یاد موندنی

که میون کادوشون که یه تسبیح شاه مقصود بود که دلم میخواست که برادر کوچیکه خریده بود و البته اونای دیگم هر کدومشون چیزی خریده بودن علاوه بر چیزایی که درست کرده بودن و البته کیک بیرونی .....

خلاصه سال قبل یه سال پرماجرای پر از مبارزه و عشق و عاطفه و محبت خانوادگی بود ...

و البته ارغوانم که برای اولین بار داستاناشوبراش نوشتم و بهش قول دادم بفرستم برای مجلات و یا سایتهای مختلف کودک


[ شنبه 11 فروردین 1397 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ آزیتا ]

gا

چقدر خوبه که آدم کسی رو داشته باشه اطرافش که وقتی ناراحتی بر خلاف دیگرون بهت توجه کنن ...

منم دوتاشو دارم ....

بچه های برادرم ...

وقتی ناراحتم یکیشون می گه عمه چی شده ...ناراحتی؟ ... باهام قهری؟... اونم در حالیکه دیگرون یا نمیفهمن یا اهمیتی نمیدن..

 یا اون یکی برادرزادم که بزرگتره میاد بهم با خنده میگه عمه امروز خوشحالی .....

بعدم با خنده میگه فکر کنم به خاطر مسافرتی که رفتی باشه..

اون وقته که قند تو دلم آب میشه که این دوتایی که برات مثل بچه های خودتن به همون اندازه همون  عالم کودکی حواسشون به شادی ها و غم ها و چیزهایی که دوست داری هست ...

و موقع سفره حواسشون هست صدات کنن ...

یا دلشون بخواد که باهات بیان بیرون برن پارک

و دنیات با دنیاشون شاده و پراز شادی کودکانشون میشه ....

و خدا رو شکر میکنم به خاطر نعمت به این زیبایی

بچه ها گلهای خندان زندگی ها هستن



[ شنبه 11 فروردین 1397 ] [ 08:20 ب.ظ ] [ آزیتا ]

خلاصه مطلب ...

 

این خانواده تمام دارو ندارشان رو در موسسه مالی اعتباری آرمان سرمایه گذاری کردند

که در تمام بالای شعبات آن نوشته شده بود تحت نظارت بانک مرکزی اکنون

که این موسسه جمع شده است اما اکنون بانک مرکزی جوابگو نیست.......

و این خانواده جلوی بانک مرکزی چادر زدند



 


ماجرا از این قرار است که چند سال پیش بانک مرکزی برای ساماندهی

تعاونی ها و موسسات مالی اعتباری، چندین تعاونی و موسسه مالی اعتباری

را زیر پوشش یک نام ؛به اسم موسسه مالی اعتباری آرمان جمع کرد.

و بالای تمامی شعبات همه این تعاونی ها و موسسات  زیر مجموعه نوشته  شد

"موسسه مالی و اعتباری آرمان"" تحت نظارت بانک مرکزی"

در سال 94 بانک مرکزی تصمیم میگیرد به  موسسه مالی اعتباری آرمان

مجوز بدهد و نامش به کاسپین تعقییر کند.

با پخش شدن این خبر  تعداد زیادی از مردم در شعبات مختلف موسسه آرمان

که به طور گسترده در  تمامی شهرهای سرتاسر کشور پراکنده بود سپرده گذاری

های زیادی، بعضن رقم بالا  کردند.

 بعضی افراد خانه خود را فروختند و سپرده کردند.زن سرپرست خانواری  تمام

پس انداز خود را آنجا گذاشته بود تا با سود دریافتی از آن مخارج خود را بگذرانند.

ویا بیماری که مبلغی پول در آنجا گذاشته بود تا سودش روی آن  جمع شود و

بعد از مدتی بتوانند هزینه عمل خود را پرداخت کند و یا بیماری که مبلغی را

در آنجا گذاشت تا از سود آن داروها و مخارج خود را بگذراند

 (تمامی این آدمها در همین وبلاگ فیلمها و تجمعاتشان در مقابل ارگانهای مختلف موجود است).


اما در سال 95 بانک مرکزی فقط به نصف موسسه آرمان جواز میدهد و

نامش به کاسپین تعقییر میکند .

ونیمه دیگرموسسه آرمان با همان اسم تا یک سال فعالیت خود را 

ادامه میدهد و مردم به امید اینکه نیمه دیگر آن نیز مجوز خواهد گرفت

و یا با موسسه دیگری ادغام می شود تا آخر سال 95 درموسسه آرمان سپرده گذاری کردند.

 

 بدون اینکه در این مدت بانک مرکزی دستور  به جمع کردن نیمه باقی مانده موسسه آرمان

را بدهد یا اینکه از طریق رسانه های عمومی مانند صدا و سیما اطلاعیه به غیر مجاز بودن آن را بدهد.

تا  آخر سال 95  بانک مرکزی از صدا و سیما اعلام می کند موسسه  ارمان وجود خارجی ندارد و

 ما موسسه مالی و اعتباری به  نام آرمان  نداریم.

در آن زمان مردم برای گرفتن سپرده خود به این موسسه  هجوم بردند که

با عدم دریافت پول از موسسه مواجه شدند .

 تازه در آن موقع  متوجه شدند یکسال است که پول این موسسه توسط بانک مرکزی بلوکه شده 

و این موسسه ممنوع الفعالیت بوده است .


آیا این عمل بانک مرکزی که باعث شد تعداد بیشماری از مردم در سر تاسر

کشور پولها و بعضن تمام پس انداز و دارو ندار خود را از دست بدهند

 واکنون نه اصل پولشان را دارند و نه سودی دارند که مخارج خود

 را با آن بگذارنند چه نامی دارد غیر از بی تدبیری و بی کفایتی و بی مسئولیتی .......


برچسب ها: سیف بی کفایت، سیف بی مسئولیت، ریس بانک مرکزی، پول مردمو پس بده، سیف مردمو بیچاره کردی، موسسه مالی اعتباری آرمان،
[ سه شنبه 2 خرداد 1396 ] [ 01:15 ق.ظ ] [ آزیتا ]



این فیلم  سخنرانی یک استاد دانشگاه با رشته اقتصاد پولی بانکی است که انتقادهایی رو


درباره نحوه عملکرد بانک مرکزی در مورد سیاست اقتصادی پولی بانکی کشور است .



http://s8.picofile.com/file/8295338800/VID_20170511_215136.mp4.html


[ جمعه 29 اردیبهشت 1396 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ آزیتا ]

بنفشها طرفداران روحانی طالب چه هستند مردم دیگر طالب چه؟


 انگار جنگ مردم طرفدارن روحانی و ریسی جنگ بین اغنیا و فقیران است متاسفانه!

ای کاش همه در کشور اینقدر ثروتمند بودند که همه غم و مشکلشان نبودن آزادی و بی حجاب و دیسکو و بزن برقص بود.


ولی مردم دیگر اینقدر غصه های دیگر دارند مثل بیکاری بی پولی که به قول قدیمی ها اینقدر دارن غم توشه که عشق و عاشقی توش فراموشه!


این فیلم رقص بنفشها طرفداران روحانی در آخرین فرصتهای تبلیغاتی در وسط خیابان ها است.


ببینید.


http://s8.picofile.com/file/8295342226/VID_20170519_123348.mp4.html


[ جمعه 29 اردیبهشت 1396 ] [ 03:56 ب.ظ ] [ آزیتا ]


عده ای از سپرده گزاران موسسه آرمان جلوی بانک مرکزی تجمع کردند و


خانمی از میان آنها بلند گو را گرفت و رو به بانک مرکزی به سیف حرفهای خود را گفت.

فیلم در لینک زیر


http://s9.picofile.com/file/8295341700/VID_20170509_234741.mp4.html


[ جمعه 29 اردیبهشت 1396 ] [ 03:53 ب.ظ ] [ آزیتا ]



این فیلم درد یک جوانی است که حرفهایش را از پشت بلندگو با صدای بلند جلوی بانک مرکزی به سیف می گوید .

او تمام سرمایه خود را در یک موسسه مالی اعتبار

به نام آرمان سپرده کرده است وبه امید این که در بالای تمام شعبات آن تحت

نظارت بانک مرکزی نوشته شده بوده است.  اما اکنون موسسه مذکور سپرده او را پس نمیدهد

 و بانک مرکزی نیز هیچ جوابی نمیدهد.


http://s9.picofile.com/file/8295312068/VID_20170509_234745.mp4.html


[ جمعه 29 اردیبهشت 1396 ] [ 01:28 ق.ظ ] [ آزیتا ]


جمعی از سپرده گذاران به عنوان شکایت از عملکرد بانک مرکزی و نطارت بر

 موسسات جلوی وزارت کشور تجمع کردند اما باز هم این تجمع بی نتیجه ماند و

هیچ جوابی نشیندند و مردم باز هم ناامیدانه برگشتند خدا میداند که چقدر از این مردم

گرفتارند و چند نفرشان هزینه درمان خود را در این موسسه گذاشته بودند چند نفرشان

سرپرست خانوار بودند و مخارج زندگیشان را می گذراندد چند نفر از آنها خانه خود

 را فروخته بودند و الان پولشان بر باد رفته و الان بی خانمام و آواره شدند خدا می داند

 چند نفرشان ناتوانند و توان کار کردن ندارند و اندک پس اندازشان را  اینجا گذاشتند تا

با مخارج خود را بگذرانند و اینبار هم نا امیداند برگشتند به خانه....


فیلم را ببینید و پخش کنید تا بلکه مسئولین توجه و رسیدگی کنند


http://s8.picofile.com/file/8295267792/VID_20170513_223025.mp4.html




[ جمعه 29 اردیبهشت 1396 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ آزیتا ]


جناب روحانی چرا صدات در نمیاد چرا به حرف مردم اهمیت نمیدی ..


اینگونه  بانک مرکزی بر موسسات نظارت می کند. ؟!


این فیلم را متشر کنید تا به گوش همگان برسد.

http://s9.picofile.com/file/8292826534/VID_20170422_204625.mp4.html


http://s8.picofile.com/file/8292827276/VID_20170422_204106.mp4.html



برچسب ها: از جیب مردم به نفع دزدها، شکایت مردم از نحوه نطارت و عملکرد بانک مرکزی و سیف،
[ شنبه 2 اردیبهشت 1396 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ آزیتا ]

دیدن فیلم در لینک زیر


حتمن فیلم را ببیند و انتشار دهید تا همه ببینند با مردم چه می کنند

http://s9.picofile.com/file/8292825676/VID_20170422_204257.mp4.html


برچسب ها: تجمع، سپرده گزاران، موسسه آرمان، با مهر تحت نطارت بانک مرکزی،
[ شنبه 2 اردیبهشت 1396 ] [ 09:42 ب.ظ ] [ آزیتا ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 20 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
فروش لباس بچه آویز